خرید بک لینک

درباره سایت

گلزار جهنم

امکانات وب

عجب 1یست اینجا!
به جای نان، به جای آب 
هزاران لقمهای 1 را
گهی دود و گهی باروت این شهر را
به جامی از خون دل میخورم هردم
کسی اینجا خیابان در خیابان 
سطل در سطل زباله، در پی نان است
به آن کس که سخن از تغیری در سفرهها گفتند؟
تورا جانِ عزیزت گر اورا دیدی
بگو که سفرهای مردم این شهر تُهی از نان
بگو مردم در این شهر هراسان و پریشان است
بگو تغیر بسیار است!
بگو جامِ خودت را سر بِکش راحت
خون انسان در این شهر خیلی ارزان است
تن این شهر ز بس از انفجار و انتحار دیدست 
هزاران زخم به تن، بیمار و افگار است
تو اما خنده کن راحت
بگو که من نمیدانم؟
نمیدانم 
جهنم در کجا و چه مکانی است
ولی این را خوب میدانم
نشانِ از قدم های جهنم در دل این شهر هویدا است.
به آنان که لباس شِک به تن دارد.
هزاران حرف برای گفتن دارد
اگر دیدی بگو ایا تو میدانی؟
هوای آسمان کشورم ابری و بارانیست 
از این ابر غضب هردم به جای قطره بارانی
هزاران مرمی و هاوان میبارد
هزاران سینه میشکافد 
تو اما حسابش را برای ما بگو کافیست!
اگر بازهم او را دیدی
بگو تغیر را در جادههاو شاهراه دیدیم
سر و تن را کنار جادهها از هم جدا دیدیم
بگو تغیر را ما در تن این شهر دیدیم
دُودی از انفجار و انتحار را هرکجا دیدیم.

برچسب: نویسنده: نیکی کاشفی تاريخ: جمعه 9 دی 1401 ساعت: 17:09

صفحه بندی